ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
145
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
افتاد و سپاسگزارى كرد . آنگاه برخاست و از پيش او بيرون رفت و لشكريانى را كه در اختيار داشت گرد آورد و شب را نيز تا بامداد به طرح ريزى بسيج گذراند و روز بعد به سركوبى لشكريان ترك و پادشاه ايشان شتافت . دو لشكر با هم روبرو شدند و به پيكار پرداختند . جنگ سختى درگرفت و درين نبرد اسفنديار به يك پهلوى لشكر ترك حمله برد و آنان را تار و مار كرد و حملات خود را پيگيرى نمود . چيزى نگذشت كه تركان دريافتند اين همان اسفنديار است كه در جنگ با ايشان كار آزمودگى و ورزيدگى دارد و تاب ستيزه با او را نخواهند داشت . اين بود كه از جنگ روى گرداندند و چنان گريختند كه ديگر در راه خود به هيچ چيز توجه نمىكردند . اسفنديار ازين پيكار پيروزمندانه بازگشت در حالى كه درفش كاويان را نيز پس گرفته بود . هنگامى كه پيش پدرش ويشتاسب رفت و او را از اين پيروزى آگاه ساخت ، ويشتاسب شاد شد و به اسفنديار فرمود كه از تركان دست برندارد و آنان را دنبال كند . همچنين به دو توصيه كرد كه پادشاه تركان را بكشد . هر قدر كه مىتواند ، خون خانواده و خويشاوندان او را بريزد و تا آنجا كه دستش مىرسد تركان را بكشد و اسيران ايرانى را كه در بند تركان گرفتارند آزاد كند و آنچه را كه تركان از شهرهاى ايران به غنيمت بردهاند ، باز پس گيرد . اسفنديار بار ديگر به توران زمين لشكر كشيد و به شهرهاى تركان راه يافت و تا توانست كشت و اسير كرد و ويران ساخت .